{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مربی من

🎀مربی من🎀
🍭Part9🍭
تهیونگ معصومانه‌ زمزمه کرد:
ــــ مسخره.... بازی؟!
ــــ همین که میای میشینی یه گوشه و چشات در میاد از بس بهم زل میزنی.
ــــ من اینجا ثبت نام کردم!
جونکوک پوزخندی زد و نگاهش رو به جای دیگه ای پرت کرد:
ــــ پسر جون،تو برای ورزش کردن توی این باشگاه ثبت نام کردی....
نگاهش رو دوباره روی مردمک های لرزون پسر ثابت نگه داشت و ادامه داد:
ــــ دید زدن من نرخ بالاتری داره!
پسر لبش رو گزید و به سختی آب دهنش رو فرو داد خواست چیزی بگه که با فریاد بوکسور توی خودش جمع شد:

پایان پارت 9 بانی هام بوسس🍭🍬🍡🧁🪐🎀
دیدگاه ها (۹)

🎀مربی من🎀🍭Part10🍭ـــ تو عقل نداری نه؟منو مسخره کل باشگاه کرد...

🎀مربی من🎀🍭Part 11🍭_حتما با این ظاهر؟برو بچه جون اینجا به درد...

🎀مربی من🎀🍭Part 8🍭جونکوک باند دستش رو به طرفی انداخت و همون‌ط...

🎀مربی من🎀🍭Part7🍭پسر که همچنان مبهوت جلو اومدن بوکسور شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط