{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مربی من

🎀مربی من🎀
🍭Part 11🍭
_حتما با این ظاهر؟برو بچه جون اینجا به درد تو نمیخوره همین که تا الان ترتیبت رو ندادن باید خوشحال باشی.
از جا بلند شد که پسر دستش رو گرفت:
ـــ اگه ظاهرم رو عوض کنم چی؟بهم یاد میدی؟
بوکسور دستهاش رو بیرون کشید و توی جیب شلوار ورزشیش فرو کرد:
ــــ بیخیال من نمیشی نه؟
پسر ملتمسانه زمزمه کرد:
ــــ خواهش میکنم،قول میدم شاگرد خوبی باشم.... من همیشه مسابقه هات رو میبینم.
جونکوک خسته از اصرارهاش با دستش اشاره ای به موهاش کرد:

پایان پارت ۱۱ بانی هام بوسس🪐🧁🍡🍬🍧🍭🎀
دیدگاه ها (۳)

🎀مربی من🎀🍭Part12🍭ـــ این کله پروژکتوریت رو مشکی میکنی،اون زن...

🎀مربی من🎀🍭Part13🍭ــــ فردا شش صبح اینجا باش اگه ببینم باز ب...

🎀مربی من🎀🍭Part10🍭ـــ تو عقل نداری نه؟منو مسخره کل باشگاه کرد...

🎀مربی من🎀🍭Part9🍭تهیونگ معصومانه‌ زمزمه کرد:ــــ مسخره.... با...

🎀مربی من🎀🍭Part7🍭پسر که همچنان مبهوت جلو اومدن بوکسور شده بود...

🎀مربی من🎀🍭Part 8🍭جونکوک باند دستش رو به طرفی انداخت و همون‌ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط