{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کارگری خسته سکه ای از جیب جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه د

کارگری خسته سکه ای از جیب جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه دهد. جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد ... صدقه عمر را زیاد میکن
دیدگاه ها (۴)

تنهـا یک حرف مرا آزار میدهـد                حتی یک کلمـه هم ...

همیشه یکی پیدا میشه که هُلت بده ، چه نشسته باشی روی تاب ، چه...

خدایا ، کسی را که قسمت کس دیگریست سر راهمان قرار نده! تا شبه...

مرد زندانی می خندید ، شاید به زندانی بودن خودش ، شاید هم به ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط