رمان شراب عشق

رمان شراب عشق



+گوذت رو گم کن عو*ضی.

_بای دادش.

و رفت دیانا با کریه دوند سمتم و کفت:

_ارسلان ببخشید بهت اعطماد نکردم ببخشید

+گریه نکن من برای عشقمون هر کاری میکنم.

_ارسلان من... من.....

+آییییییی

_چی شد؟

+زخماممم.

_بمیرم بیا بریم داخل پانسمان کنم برات.

+باش.

با هم رفتیم تو که مهگل هم پشت سرمون اومد با درد نشتم روی مبل.

و دیانا زخمام رو پتنسمان میکرد. چقدر قشگله این دختر.

کارش تموم شد سرش رو آورد بالا و بدون مقدمه گفت:

_ارسلان من دوست دارم.

+هه منم دوست دارم.

با اشکا که توی چشمای دیانا بود از کمرشگرفتمپ یمت خودم کشیدمش.

میخواستم ببوسمش که مهگل گفت:

☆هووووو منم هستما خیر سرم خواهر شوهرم.

+اعهههههه خدا جیکارت کنه......


۴سال بعد:

سر دیانا روی شونم بود و لب ساحل بودیم. قشنگترین لخظه ی زندگی هنینجاست. با اون آره.

♡(دوست دارم عشق قشگلم♡)

پایان.


بچه ها رمان تموم شد چطور بود؟

به نظر خودم از همه ی رمانام بهتر بود نه؟

دوستون دارمموو
دیدگاه ها (۸)

رمان مرز عشق🫀 پارت۵که یهو دیدم مهگل درو باز مرد و اومد تو وا...

جغد کوچولوی من🦉part: 55A- عزیزم من نمی‌تونم الان کارو تموم ک...

رمان دنیای من پارت ۲۴دیانا، آخه خیلی درد میکنه میترسم دوباره...

مقصد نامعلومپارت۵۴دیانا:صبح با احساس حالت تهوع بلند شدم و هر...

رمان دنیای من پارت ۲۳ارسلان، بریم دیانا، سوار ماشین شدیم ارس...

🖤پارت سی و سوم🖤《رمان زمستون❄》ارسلان: من دیگه نمیخوام از هم د...

🖤پارت یازدهم🖤《رمان زمستون❄》دیانا: رفتم اماده شم جلو آینه ک ی...

#پارت۱۱#ارسلانخابم نمیبرد تو فکر دیانا بودم نمیدونم انگار یه...

رمان بغلی من پارت۱۷۶و۱۷۷و۱۷۸و۱۷۹دیانا: اذیتم نکن بزارم زمینا...

رمان ماه من🌙🙂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط