{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معشوقه گری هایم همیشه با دیگر معشوقهها فرق داشت

"معشوقه" گری هایم همیشه با دیگر "معشوقه"ها فرق داشت.
وقتی سرش درد میکرد نه " عزیزم چرا مواظب خودت نبودی؟" حواله اش میکردم نه براش قرص میبردم. بجاش لامپ اتاق رو خاموش میکردم، سرشو میذاشتم رو پاهام، دستمو میکشیدم لا به لای موهاش و همون ترانه مورد علاقه اش رو زیر لب براش لالایی وار میخوندم.
روزهای بارونی به جای اینکه به زور چتر بگیرم رو سرش و بهش همش گوشزد کنم که آروم راه برو تا آب بارون شلوارتو خیس نکنه، دستشو میگرفتم و میکشیدمش زیر بارون و تمام مسیر رو باهاش میدویدم و آخر سر که خسته میشدیم میرفتیم زیر سایه بوم یکی از مغازه ها و من همونجور که نفس نفس میزدم از دویدن خیره میشدم به چشم هاش و بی مقدمه میگفتم "دوستت دارم "
یا پنجشنبه شب ها نه مجبورش میکردم پاساژ های شهر رو باهام متر کنه نه میزاشتم شام رو تو یکی از لوکس ترین رستوران های شهر از همان هایی که تمام مدت حواست باید به رفتارت باشه بخوریم. دوتا ساندویج از همان دکه پایین بام میخریدیم و میبردمش به بالاترین ارتفاع شهر و انقدر براش خاطره تعریف میکردم که با دهن پر قهقه بزنه.
وقتی از رویاها و نگرانی هاش برای آینده تعریف میکرد دست نمیزاشتم رو دستش و نمیگفتم " همه چی درست میشه... امیدوار باش". میرفتم یه لیوان چایی با همون شکلات مورد علاقه اش براش میاوردم و دستامو دور گردنش حلقه میکردم و میگفتم " یه دنیا پشتتو خالی کنه خودم پشتتم دردات به جونم"
هیچوقت نتونستم "معشوقه" باشم... از همون معشوقه های تکراری که خیلی هم عشق را بلد نیستند.
دیوونه ها "معشوقه" بودن رو بهتر بلدن... چون عشق و عقل باهم نشاید جانم... باید دیوونه وار عاشقی کرد!...

#سه‌شنبه_۰۳_مهر_۱۳۹۷
دیدگاه ها (۵)

میگه میخوام از پاییز بنویسم،میگم بیخیال دختر! از چیه این پای...

تا بهش میگفتم دوستت دارم... تا میخواستم از قلب و احساسم براش...

#پست_تولد_آبجی_آزاده_مهربونم🌷 خواهری دارم من که دلشبه انداز...

#علمدار_کربلا_عباس... عالم به علی نازد و حیدر به ابوالفضلشد ...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 102 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩در...

part3. . دوماه بعد.. =چند بار بهت گفتم مواظب رفتارت با مشتری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط