زمانی که از مادر متولد شدم صدایی به گوشم طنین انداخت...
زمانی که از مادر متولد شدم صدایی به گوشم طنین انداخت...
گفتم کیستی???
گفت غم...
فک کردم که غم عروسکی خواهد بود که بعدها با او بازی خواهم کرد...
وقتی به جوانی رسیدم دیدم عروسکی هستم در دست غم.....
گفتم کیستی???
گفت غم...
فک کردم که غم عروسکی خواهد بود که بعدها با او بازی خواهم کرد...
وقتی به جوانی رسیدم دیدم عروسکی هستم در دست غم.....
- ۱.۵k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط