در کنارت هرگز،هوس بستان نیست
در کنارت هرگز،هوس بستان نیست
با تو بودن چون گل،مشکلی آسان نیست
من به دریای عشق،قایقی ویرانم
چون نباشد ساحل،از غمت درمان نیست
تا که ما را دیدی،دیده بر گرداندی
تا نبینم جز خون،در صف مژگان نیست
بهت شب را بشکن،صبح من باور کن
در وفایت چون من،با تو هم پیمان نیست
عشق من باور کن،من ز غم می نالم
نعره ام از مستی و تب مستان نیست
عطر دستان تو،همچو می مستم کرد
کی زنم از مستی،تا دگر دستان نیست
عشق تو هامون را،همدم آتش کرد
سینه ام می سوزد،چون که دل درآن نیست
با تو بودن چون گل،مشکلی آسان نیست
من به دریای عشق،قایقی ویرانم
چون نباشد ساحل،از غمت درمان نیست
تا که ما را دیدی،دیده بر گرداندی
تا نبینم جز خون،در صف مژگان نیست
بهت شب را بشکن،صبح من باور کن
در وفایت چون من،با تو هم پیمان نیست
عشق من باور کن،من ز غم می نالم
نعره ام از مستی و تب مستان نیست
عطر دستان تو،همچو می مستم کرد
کی زنم از مستی،تا دگر دستان نیست
عشق تو هامون را،همدم آتش کرد
سینه ام می سوزد،چون که دل درآن نیست
- ۵۶۵
- ۳۰ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط