{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز صبح اصفهونیه با زنش از خواب پا میشنو اصفهونیه میگه

یه روز صبح اصفهونیه با زنش از خواب پا میشنو اصفهونیه میگه: خوب عیال تا تو واسی صبحانه دو تا تخمی مرغ درس کنی, منم برم رو پشتی بوم ببینم این آنتن چیچیشس. اصفهونیه میره بالای پشت بوم و مشغول ور رفتن با آنتن یهو پاش لیز میخوره پرت میشه پایین, تو راه که داشته میفتاده پایین دم پنجره آشپزخونشون که میرسه داد میزنه : كارى من ديگه تمومس یکی بپز!! یکیييييى...
بزن به افتخار هرچی اصفهونیه باصفا...
دیدگاه ها (۳)

این دخترهایی که آستین مانتوشون رو تا بالای آرنج بالا می زنند...

اسامی دخترا هم برای خودش داستانیه ها...خدایی دقت کنید باهرکد...

خاطرات مرد شیرازی : تا هيجده سالگی فکر میکردم اسمم زهره هست ...

يارو خسيس بوده؛ صبح از خواب پا مي شه به زنش مي گه:«خانم دوتا...

رپر ۲۱ ساله ای که طی یک عملیات مردم رو سکته داد....

#طاها عصبی داشتم نگاش میکردم که لباسایی که چپونده بود تو چمد...

(استاد کیم )پارت ۱۹استاد کیم مشغول درس دادن به شاگر هایش بود...

پسر بد (7)

✨🌱✨#ناحله#قسمت_سومدیگه نایی برام نمونده بود کلید انداختم و د...

فیک تک پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط