{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای خردلی

روزهای خردلی








ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته
جا مانده ای میان دکل های سوخته


در روز های خردلی سرفه ات، چقدر
گُل می کنند در تو دُمل های سوخته


بیهوشی از عفونت این کهنه زخم ها
افتاده ای به دست اجل های سوخته


دارم میان کوچه تو را جار می زنم
ای یادگار کهنه مثل های سوخته


داری به اوج می روی و پیش پای تو
افتاده اند ماه و زحل های سوخته


با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوی
ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته
دیدگاه ها (۲)

هی رفیق ! خواستم بگم این آرزویی که تو بهش رسیدی مال من ...

همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛ ...

کپسول اکسیژن ... گر چه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت ...

کپسول اکسیژن ... گر چه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت ...

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

Covenant of Blood and Silk

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط