{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر باغ شوم پونه شدن را بلدی

من اگر باغ شوم پونه شدن را بلدی
لب چشمه پر عطر گل بابونه شدن را بلدی
یا اگر پونه نشد یا گل بابونه نشد
مثل شبنم به گلی ،جلوه ی این گونه شدن را بلدی
غزلم خسته شده قافیه را می بازم
بیت این چامه ی وارونه شدن را بلدی
همه ی حرف من این است تو را می خواهم
مثل مهری, ته این نامه ی مختومه شدن را بلدی
دیدگاه ها (۱)

از پـیش مـن هرگز نـرومن بی تو تنها می‌شومبـا حـرف هـر بیـگان...

میان دفتر ِ شعرم، مرا گم ڪردے و رفتےنوشتم بے‌تو میمیرم‌تبسم ...

به فراق کرده‌ام خو، به هلاک بسته‌ام دلبه امیدِ وصل هرگز، ننش...

آمـدی جــانـم به قربــانـــت ولـی حالا چرا ؟بی وفا،بی وفا حا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط