{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تتتتققق،باصدای در پریدم وای این چرا اینقدر عصبی میترسیدم

تتتتققق،باصدای در پریدم وای این چرا اینقدر عصبی میترسیدم باهاش حرف بزنم _چی شده داداش چرا عصبی ،اینوکه گفتم ترکید_عصبی نباشم هرروز هروز حاشیه دیونم کردن _چیشده؟😐 _چینشده یارو اومده نوشته رهام هادیان درشرف ازدواج بعد حالا کلی حاشیه واسم ساخته دیونم کردن اینا یعنی شیطونه میگه کلا کار رو بزارم کنار_شیطونه غلط میکنه😤
یه بار ازشون شکایت کن تا بفهمن نباید اینقد، واسه آدما حاشیه بسازن_شکایت هه😏 کی وقتشو داره_توهم که فقط پوز خند یاد گرفتی بابا برو یه وکیل بگیر بیفته دنبال کارات_وکیل خوب میشناسی؟_نه بابا ولی به یاشار میگم یکی و پیدا کنه _باشه،چی داریم بخوریم _پیتزا😄 _ایینقدر پیتزا می خوری می میری بابا_همه که مث شما هنرمند نیستن _اینم هست😎 _بابا اعتماد به نفس سقف میریزه نکن این کارارو _از دست تو باشه پیتزاروبیار گشنمه،آورد خوردم حوصلم نمیزاشت برم خونه واسه همین اونجا موندم_میای پلی استیشن بزنیم _باشه ،خوبه آدم یه رفیق شیطون داشته باشه اونقدر خندیدم که عصبانیتم یادم رفت ۲۳سالشه ولی بزرگ نمیشه شیطون، بازیگوش وزود رنج وبی صبر برعکس من
_یوههههوووگللللل زدم😝 _‌هوی چته ترسیدم 😬
_به من چه که حواست نیست 😛 _باز این شیطون شروع کرد مارفتیم بخوابیم _شب بخیر _شب بخیر
$روز بعد$
استدیو بودیم که امیر موضوع شکایت واینا رو به یاشار گفت یاشار_می شناسم ولی خوب خودش ایران نیست اما دخترش وکیل خیلی خوبیه وتعریفش وزیاد شنیدم تو سن کم هر پرونده ایی که داشته برده_چند سالشه😶 _۲۵_واقعا😐 _آره واقعا برو ببینش_شماره دفترش وبده _باشه میفرستم واست ،
وقت گرفت رفتم پیشش رفتم داخل که باغرور تمام جلوم بلند نشد عصبی شدم از دستش ولی هیچی نگفنم ،_نمی خواید بشینید ،نشستم که گفت _مشکلتون رو میشنوم _می خوام از چند تا از این مجله های زرد شکایت کنم _واقعا مگه چیکاره اید _من و نمی شناسید _نه،آی حرص می خوردم ولی با خونسردی گفتم _من خوننده ام گروه ماگان کمتر کسی که تو ایران منو نشناسه_خوشبختم _ممنون _اسمتون ،_رهام هادیان _شما؟؟_رها شمس _خوشبختم ،فرداشکایت نامه روتنظیم میکنم ومیرم دادگاه وشما اسم روزنامه هارو بهم بدید _بله،رفتم بیرون چقد این اعصا قورت داده بود اوف دختره مغرور رفتم خونه که امیر اومد اونجا _میشه بگی چرا همش اینجا پلاسی _مارو باش اومدیم حال کیو بپرسیم،قهر کرد بلند شد بره که دسش وگرفتم کجا رفیق😊 _رفیق وکوفت 😬 ماروباش اومدیم حال کیو بپر سیم😠
_باشه با قهر نکن حالا_چی شد؟😀 _
دیدگاه ها (۸)

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

چرا این اینقدر خوبه آخه هیچی تو دلش نیست_بگو دیگه😐 _باشه باب...

پارت۶خب فیلم ترسناک تموم شد چون اینجانب بسیار ترسوام بانفس ت...

عاشق یه مافیا شدم(part11)*جونگکوک ویوبلاخره بهش گفتم عاشقشم ...

پارت یازدهمرفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون ن...

خوابید،فردا صبح شد برگشتیم تهران دیگه تا آخر هفته نموندیم ،م...

عشق و غرور p29

*پارت دوازدهم*

همیشه بد نیست(پارت13)اون اینجا چی میخواد.ای بابا مثلاً اومدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط