رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۸۵
ارسلان: کلید ک انداختم تو در درو باز کردم رفتم تو خونه برق میزد بلند گفتم خانم کوچولو
دیانا: جانم اومدی الان میام از پله ها رفتم پایین رو مبل نشسته بود براش شربت برم
ارسلان: نگاهم بهش افتاد دیانا
دیانا: جان
ارسلان: اذیت میکنی
دیانا: من منه مظلوم
ارسلان: بالاخره که وقتش میاد فعلا بتازون
پارت ۸۵
ارسلان: کلید ک انداختم تو در درو باز کردم رفتم تو خونه برق میزد بلند گفتم خانم کوچولو
دیانا: جانم اومدی الان میام از پله ها رفتم پایین رو مبل نشسته بود براش شربت برم
ارسلان: نگاهم بهش افتاد دیانا
دیانا: جان
ارسلان: اذیت میکنی
دیانا: من منه مظلوم
ارسلان: بالاخره که وقتش میاد فعلا بتازون
- ۶.۱k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط