{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا میروم خسته

خدایا میروم خسته
بدنبال نفس هایم
کمی دورتراز این دوزخ
از این حسرت
اسمانی هست
که من ارزو دارم
گرچه پر احساس من زخمی ست
اما تا رسیدن جز سکوتم مرهمی نیست
خدایا میروم خسته
بدنبال نفس هایم
اما خسته از راهم
کسی چه میداند
شاید اینبار نفس هایم را
پشت سر جا بذارم...
دیدگاه ها (۱)

ღآسمان بارانیست...همگی میگذرند...چتردارن به دست...تانباردبار...

هرچه کردم نشوم از تو جدا، بدتر شدگفته بودم بزنم قید تو را، ب...

اول از خوبی ، خطابم می کندبعد با یک “نه ” جوابم می کند   ! ج...

ازاین به خمره نشستن، ازاین خراب شدنچقدر فاصله مانده است تا ش...

آقاجان چقدر این اسم اینطوری قشنگترهشهید،کربلایی سید علی حسین...

«نگاه ممنوعه »**Part 8 — Suspicious Eyes** قلبم از حرکت ایست...

درک کردن اوبیتو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط