خدایا میروم خسته
خدایا میروم خسته
بدنبال نفس هایم
کمی دورتراز این دوزخ
از این حسرت
اسمانی هست
که من ارزو دارم
گرچه پر احساس من زخمی ست
اما تا رسیدن جز سکوتم مرهمی نیست
خدایا میروم خسته
بدنبال نفس هایم
اما خسته از راهم
کسی چه میداند
شاید اینبار نفس هایم را
پشت سر جا بذارم...
بدنبال نفس هایم
کمی دورتراز این دوزخ
از این حسرت
اسمانی هست
که من ارزو دارم
گرچه پر احساس من زخمی ست
اما تا رسیدن جز سکوتم مرهمی نیست
خدایا میروم خسته
بدنبال نفس هایم
اما خسته از راهم
کسی چه میداند
شاید اینبار نفس هایم را
پشت سر جا بذارم...
- ۷۰۱
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط