{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز:

پاییز:
در هجوم ابرهای سرگردان
در هیاهوی باد
در رنگین کمان برگها
در غم خزان
در کلبه ایی متروک
مرا پذیرا شد
ومن
هزاران بار به میزبانم لبخند زدم!!!
تا غمم را نبیند.
دیدگاه ها (۱)

یه دهن پر حرف دارم.....ولی.....با دهن پرنمیشه حرف زد...........

باران می بارد بی درنگو من تنها مانده ام در شلوغی خاطراتو مبص...

زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرش...

ذکر روز دوشنبه یا قاضیُ الحاجات به آفتاب سلامی دوباره خواهم ...

باید امشب بروم خاطرم رنگ شب و باران استدر پس باور خیسم که ته...

پسر کوچکی ، روزی هنگام راه رفتن در خیابان ، سکه ای یک سنتی پ...

پسر کوچکی در هنگام راه رفتن در خیابان، سکه ای یک سنتی پیدا ک...

عاشقانه های شبنم بیاد بابا

یک سنت پسر کوچکی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، سکه ای یک س...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم ...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم ...

شمال و  جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط