{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقم خسته کوفته از سرکار میاد

عشقم خسته کوفته از سرکار میاد

بهش خسته نباشید میگمو اونم بوسم میکنه
میره دوش بگیره

منم بهش بگم آقاموووووون؟؟

میذاری خط ریشتو بزنم؟؟؟

آقامونم لباساشو دربیاره بگه:

لازم نکرده فسقلی...

منم قیافمو اینجوری کنم

با غر غر از حموم بیام بیرون

اونم سریع از پشت بغلم کنه بگه چ ناز نازی تشریف دارن بعضیا

منم با ذوق برم سمتش تا خط ریششو بزنم

سرشو خم کنه تا قدم بهش برسه...

یهو چشمم به بازو های لختش بیوفته

و مظلوم نگاش کنمو بگم: آقاموووون؟؟

اونم بازوشو بیاره جلو بگه :

بیا گاز بگیر

بچه, من ک یه خانوم کوچولو بیشتر ندارم
دیدگاه ها (۴)

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

کسخلان گروگان

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

سانزو سرشو آورد بالا و دید که نانسی از خجالت سرشو انداخته پا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط