{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز تنم بوی تن تورا می دهد

هنوز تنم بوی تن تورا می دهد
بوی لحظه های که در اغوش هم بودیم
و من چه عاشقانه می بوسیدم لبهای سرخ تو را
هنوز دستانم لطافت تن تو را حس
می کند
این طنین دلنشین صدای توست که به جسم بیمارم امید زیستن را
بخشیده است.
این روزها عجیب دلتنگ دیدار تو هستم .
هر روز در جاده های بی انتهاو گرم وسوزناک جنوب می تازم
ولی هرچه بیشتر می تازم راه رسیدن
به تو را پیدا نخواهم کرد.
این روزها حتی درنخلستانهای سوزناک به دنبال ردپاهای
تومی گردم
بااینکه می دانم دراین نخلستانها قدم نگذاشته ای
قلبم چون فواره های
اتش می سوزد از جدایی تو.
تنم می لغزد از فکر کردن به لحظه های بی تو بودن
،چه سخت است
نگریستن به انتهای جاده ها و ندیدن تو
وراه رسیدن به تو اینجا نیست.
این لحظه دل سپردن من است
در کنار تو
تقدیم به تو که همه
وجودم از تو سراغ می گیرد
دوستت دارم 🌼 💙
دیدگاه ها (۱۴)

میبینی عشـــقِ مــــن!؟میخاهند مارا ازهم جــــداکنند....آرام...

عشق یک جوشش کور استو پیوندی از سر نابینایی،دوست داشتن پیوندی...

گاهی وقتها خاطرات به سراغت می آیندحتی درخواب برموهایت دست می...

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .در روزهای...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 3نیم ساعت بعد از اون تماس، نور ماشین سفیدی تاریک...

تکپارتی درخواستی از نامجونایستاده... نگاهش رو به جلو... اشک...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط