{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردِ مغرور دوست داشتنی ام!

مردِ مغرور دوست داشتنی ام!
این زمستان،
این سوزِ دلچسب
و این هوای نوبرانه
تنها کنار تو با یک فنجان چای گرم میچسبد!
که بنشینیم کنار شومینه...
و از پشت پنجره هوای زمستان را تماشا کنیم...
تو برایم مولانا بخوانی
"ای که در باغ رخش ره بردی
گل تازه به زمستان بستان"
من وجودم لبریز شود از تو...
آسمان ذوق کند...
برف ببارد..
ما بوسه بکاریم ..
و دنیا بالای سقف خانه ای
که آدم هایش ماییم
آهنگ عشق بنوازد
ما برقصیم ...
و یکی شویم
در آغوش هم!
دیدگاه ها (۱)

خب عشق من با این عشق هایی که شما تعریف میکنید خیلی تفاوت دار...

اصلا تا حالا دقت کرده اید که گاهی مجازی های زندگی آدم مهم تر...

ای کاش از کودکی بجای آن همه لالایی بی سر و ته یک نفر در گوشم...

لعنتی را دوست دارم مثل یک استکان چای کمر باریک است نزدیکش که...

1چیزی یادم نمیاد !فقط تخت خواب ، با روتختی پارچه ای سُرمه ای...

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

حیحیحیحیحی پارت جدید خوشحال باشین ---صبح بود.نه آن صبح آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط