{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ گر با تو باشم رو ح من سامان بگیرد

‍ گر با تو باشم رو ح من سامان بگیرد
ا‌ین واژه های نیمه مرده جان بگیرد
کاری بکن ای ماه زیبایم که شاید
این زخم کاری دلم پایان بگیرد
یک خنجر ی ازپشت می تازد به شعرم
تا ازمن و اشعار من تاوان بگیرد
شاید به دشت خاطرات خشکم امشب
با خنده ی زیبای تو باران بگیرد
یا دردهای مانده در روح وتن من
بامرهم دستان تو درمان بگیرد
دیدگاه ها (۱۸)

همیشه می روم به کوهی که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خریدمت...

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیاه...

در تراس خانه مان باران هیاهو میکند بوی عطرش در اتاقم باز جاد...

مشتاق درد را به مداوا چه احتیاجبیمار عشق را به مسیحا چه احتی...

‍ گر با تو باشم رو ح من سامان بگیردا‌ین واژه های نیمه مرده ج...

در گلویم غمِ صد چلچله‌ی گریان 💙 است ......💙 دورِ من هیچ‌کسی ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و...

لیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم...لیلی مپسند این همه نابود شو...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و...

#زِ_مَستانِ‌زمستانی "زمستان نیست انگاریکسی در من سراغی از دل...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط