{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم...

رفتم...
ولی این بار واقعی تر از همیشه،
رفتم...در جاده ای سرد و خاموش، در جاده ای که جز صدای قدمهایم صدایی نمی آید..
جاده ای که انتهایش معلوم نیست..اما هر جاده ای از ماندن بهتر بود...من به صدایی جز قدمهایم فکر نمیکنم...
دیدگاه ها (۱)

این پاییز که بیاید عاقل میشوم / دیوانه ای اگر باور کنی

این روزها…من خدای سکــــــوت شده امخفــقان گرفته ام تا آرامـ...

. رفــــــــت بـــــــرای همیـــــــشه دیگــــــــر هیـــــچ...

گفتم فراموشم مکن. گفتا تو در یادی مگر....؟؟؟؟؟؟؟گفتم خرابت م...

📣 رؤیای فتح تهران نشئگی بود؛ مورفین و هروئین بود!🔹جدیدترین ح...

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

آدم‌ها را همان‌طور که هستند بشناس، نه آن‌طور که دوست داری با...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

پارت هفتموقتی به خونه برگشتیم، تمام مسیر سکوت بینمون حاکم بو...

the final act of love/چندپارتی

گاهی اوقات ما انسان ها فکر می کنیم زمانی که بمیریم دفتر زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط