{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب
و این درِ گشوده
و روشنایی ماهِ خندان
محبوبم گفت:
من امشب،
در رویاها،
خواهم آمد!
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایتزیبا و غمین اندچشم‌هایت پیاده‌روی باران‌خورده‌ی وداع...

بیا که چشم هایتآغوش ترین صبح دیدارند ...دیگر ندیدمت !نه در ب...

از دور به سوی ساحلم می آییتا هلهله ی چای هلم می آییدر میزنی ...

عشق قابل پیش‌بینی نیستگاهی دلت را آدمی با خود می‌برد کهاصلا ...

درها برای کسانی گشوده می‌شوند که جسارت در زدن داشته باشند.جس...

تورا در نیمه های شبکنار ماه می خواهمکمی آن سوی دلتنگیتو را ه...

ماه از خورشید پرسید:(چرا تو روشنایی ات بیشتر از من است؟)خورش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط