{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمشده در قلبم

گمشده در قلبم
پارت۱۰

از دید کیوکا/میکو
رفتم ناهار خوردم و بعد از ناهار مشغول تکالیف شدم.بعدش هم رفتم سراغ نقاشی.مویچیرو و خودم رو نقاشی کردم.خیلی ناز شده بود.
برای مویچیرو عکس ازش فرستادم و نوشتم:ببین چه خوشگل کشیدم^-^
انتظار داشتم همون لحظه جواب بده ولی چند دقیقه گذشت و جوابی نداد.احتمال دادم که الان باید از خستگی خوابش برده باشه.گوشی رو گذاشتم کنار.تقریبا ساعت نزدیک۳ بود.بدجور خوابم گرفته بود.رفتم روی تختم و خیلی زود خوابم برد.
.
.
.
.
ساعت۶بود که با صدای اس ام اس های پیاپی بیدار شدم.چشمم رو مالیدم و گوشیمو برداشتم تا ببینم اینهمه پیام برای چیه؟!
مویچیرو تقریبا ده تا پیام داده بود.
اولین پیامش رو دیدم:آفرین!خیلی قشنگ نقاشیمو کردیاااا😌
تو دلم گفتم:ای توت فرنگی از خودراضی😂
پیام بعدیش:کجایی؟
بعدی:خوابیدی؟
بعدی:کی
بعدی:یو
بعدی:کا
بعدی:؟
بعدی:بیا دیگه خسته شدم!
دیدگاه ها (۰)

گمشده در قلبمپارت۱۱داشت تایپ میکرد که نوشتم:آره اگه صدای پیا...

گمشده در قلبمپارت۱۳از دید مویچیرونمیدونم چرا،ولی با اینکه خج...

رفتیم روضه بجای چایی،شربت دادن.بعد لیوان هاشون شبیه همون لیو...

گمشده در قلبمپارت۱۰باشه ای گفت و بعدش دست تکون دادیم و هرکدو...

پارت نمیدونم چندم گذشته و آینده

فکر کنم پارت ۴ آینده و گذشته

پارت ۵ گذشته و آینده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط