بخونید دوستان
بخونید دوستان
یادمه یه روز یکی بود عاشق نگاش شدم من
همیشه تو خواب تو رویا میدیدم کنارشم من
یادمه نگاش میکردم دستو پامو گم میکردم همیشه بخاطرش پشت به همه مردم میکردم
نه کسی واسه حاله من دلسوزونده نه واسه کسی حالم مهم نبود نه
نه کسی دلمنو خواست که نمونه بودو نبودم اصلا مهم نبود
یادمه رو برگردوندو از این جا دور شد اینقدر گریه کردم تا چشمام کور شد
همه میگفتن رسیدی به حرف مانه
من میگم شاید مجبورشد
یادمه نگاش میکردم به نگاش دل میباختم هی واسه خودم تو رویا قصه وخیال میساختم
فکر نکردم به نبودش وقی رفت فکر منم برد
دیدم از نبودنش دل نتونست وایسه زمین خورد
نه کسی واسه حال من دلسوزنده
نه واسه کسی حالم مهم نبود نه
نه کسی دل منو خواست که نمونه بودو نبودم اصلا مهم نبود
یادمه رو برگردوندو از این جا دورشد اینقد گریه کردم تا چشمام کورشد
همه میگفتن رسیدی به حرف ما نه
من میگم شاید مجبور شد
:-(
یادمه یه روز یکی بود عاشق نگاش شدم من
همیشه تو خواب تو رویا میدیدم کنارشم من
یادمه نگاش میکردم دستو پامو گم میکردم همیشه بخاطرش پشت به همه مردم میکردم
نه کسی واسه حاله من دلسوزونده نه واسه کسی حالم مهم نبود نه
نه کسی دلمنو خواست که نمونه بودو نبودم اصلا مهم نبود
یادمه رو برگردوندو از این جا دور شد اینقدر گریه کردم تا چشمام کور شد
همه میگفتن رسیدی به حرف مانه
من میگم شاید مجبورشد
یادمه نگاش میکردم به نگاش دل میباختم هی واسه خودم تو رویا قصه وخیال میساختم
فکر نکردم به نبودش وقی رفت فکر منم برد
دیدم از نبودنش دل نتونست وایسه زمین خورد
نه کسی واسه حال من دلسوزنده
نه واسه کسی حالم مهم نبود نه
نه کسی دل منو خواست که نمونه بودو نبودم اصلا مهم نبود
یادمه رو برگردوندو از این جا دورشد اینقد گریه کردم تا چشمام کورشد
همه میگفتن رسیدی به حرف ما نه
من میگم شاید مجبور شد
:-(
- ۳.۸k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط