یادمه یه روزیکی بود عاشق نگاش شدم من همیشه تو خواب تو روی
یادمه یه روزیکی بود عاشق نگاش شدم من همیشه تو خواب تو رویا میدیدم کنارشم یادمه نگاش میکردم دستو پامو گم میکردم همیشه بخاطرش باش به همه مردم میکردم نه کسی واسه حال من دلسوزوند نه نه کسی واسه حالم مهم نبود نه نه کسی دل منو خواس که نمونه بود و نبودم اصلا مهم نبود یادمه رو برگردوند و از اینجا دور شد انقد گریه کردم تا چشمام کور شد همه میگفتن رسیدی به حرف ما نه من میگم شاید مجبور شد
- ۳.۶k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط