{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مار از پونه، من از مار بدم می‌آید

مار از پونه، من از مار بدم می‌آید
یعنی از عامل آزار بدم می‌آید 

هم ازین **** علف‌های چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم می‌آید

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این‌همه دیوار بدم می‌آید 

دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم می‌آید

ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم می‌آید

عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم می‌آید

آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بی‌تو از کوچه و بازار بدم می‌آید

لحظه‌ها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از این‌همه تکرار بدم می‌آید
دیدگاه ها (۵)

دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است..ببار ای آسما...

سلام صبح سرد زمستانی تان بخیرمی شکفد خنده ها ... در نَفَس نا...

نفسهایم بوی دود میدهدنه اینکه اهل دود باشم،نهسینه سوخته امپا...

خــــــــــودت را به هیچ زبـــــانی... برای کســـــی... ترجـ...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آید یعنی از عامل آزار بدم می‌آ...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنـــــی از عامل آزار بدم ...

کاش می‌شدبنویسم بزنم بردر باغ/که من از این‌همه دیوار بدم می‌...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط