{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو بودن فصل سبزی بود _ اما شد خزان

با تو بودن فصل سبزی بود _ اما شد خزان
مانـده ام در آرزوی لحـظه ای روئیدنت

گل تو را می بوید ای بهتر ز یاس و رازقی
گشته ام دیوانــه ی _ یک ثــانیه بوئیدنت
دیدگاه ها (۶)

قسم‌ بر ناوک چشمت که خون از دیده می ریزم بجای خالی ات سوگند ...

خواهم ای مه تا که باشی تا سحر مهمان منبوسه هایت را بنوشان بر...

مرد که خوب باشدزن عزیزِ خانه میشود لباس های رنگارنگشموهایِ ب...

دوست خوبمون نرگس میگه:یک نفر هست که همیشه هوایِ بیقراری ام ر...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط