{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهم ای مه تا که باشی تا سحر مهمان من

خواهم ای مه تا که باشی تا سحر مهمان من
بوسه هایت را بنوشان بر لب عطشان من

ای که در بالین آغوشت به خلسه می روم
صبح زیبایت بخیر و عافیت ای جان من
دیدگاه ها (۳)

از همین فاصله ی دور صدایت کردمای که غافل ز منی_باز هوایت کرد...

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوسآن عشق محالت شده بودم ، و...

قسم‌ بر ناوک چشمت که خون از دیده می ریزم بجای خالی ات سوگند ...

با تو بودن فصل سبزی بود _ اما شد خزانمانـده ام در آرزوی لحـظ...

از عشق تو بیزارم

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#آقای‌عشق که تو باشی،بلند ...

پارت چهاردهم💫مراسم تمام شد. مهمان‌ها می‌رفتند. آت و سوکجین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط