{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهار

(پارت چهار)

# قانون اول ..‌‌.. هیچوقت رو حرف من حرف نزن
# قانون دوم .... منو یه اسم جونگ کوک صدا نکن .. فقط آقای جئون
# قانون آخر ....

من فقط داشتم تماشا می‌کردم که ناگهان دستش رو گذاشت زیر چونم و خم شد ... رو به روی صورتم گفت
# هیچ دختری اجازه ی ورود به کلاس رو نداره...دلیلشم نپرس...اما تو فرق میکنی چون اولین دختر اجازه داری بمونی ولی به یه شرط
ـ چه شرطی؟
# قوی باش...دعوا کردن بلد باش ...تازه .. اشکال نداره اگه تو منو جونگ کوک صدا بزنی‌‌‌...هر موقع هم بهت زنگ زدم سریع بیا پیشم ... اوکی؟!
ـ امممممم....باشه .. جونگ کوک
موهامو بهم ریخت و گفت
# دختر خوب ..‌ حالا میتونی بری
بلند شدم که برم ... تا دم در رفتم
# راستی ... امشب لباس بپوش ساعت هشت میام دنبالت بریم بار ... دوستانه...دیر نکنی
سر تکون دادم و بیرون...بعد از چند ساعت مدرسم تموم شد داشتم از حیاط مدرسه خارج می‌شدم که برام از شماره ی ناشناس پیام اومد...
دیدگاه ها (۰)

)(پارت پنج)حیاط مدرسه خارج می‌شدم که برام از شماره ی ناشناس ...

(پارت شیشم) به جونگ کوک آروم گفتم ـ داری چیکار میکنی؟# فقط س...

(پارت سه)بلند شد و کاغذ رو انداخت سطل اشغال .. همه تعجب کرده...

چیزی نگفتم ولی کلی حرف در ذهنم بود با سرعت زیاد از اونجا دور...

بانوی منPart:7درخواستی ـ اونوو؟ـ جونگ کوک؟؟پریدن بغلـ شما هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط