CHERRY BLOSSOM
CHERRY BLOSSOM
Part 23
+باید برم و هیونجین رو ببینم و ازش بپرسم که چرا برگشته کره....
رز اول رفت سمت اتاق سونگمین تا رفتنشو اعلام کنه...
بعد از زدن چند تقه به در وارد شد اولین صحنه ای رو که دید صحنه ای باور نکردی بود....
هان با دو دستش موهای سونگمینو گرفته بود و سونگمین هم گلوی هان رو....
+هی هی هی چیکار مبکنین احمقا همدیگه رو ول کنین(رفت سمتشون تا جداشون کنه)
_من ول نمیکنم بگو اول اون ول کنه
+سونگمین داری خفه اش میکنی ولش کنننن
£من....حتی...اگرم خفه....بشم....تورو ول نمیکنم عوضی(بخاطر اینکه سونگمین گلوشو گرفته بود تیکه تیکه صحبت میکرد)
_عه اینطوریه؟
£اره اینطوریه
سونگمین بیشتر گلوی هان رو توی دستاش فشرد و هان هم بیشتر تر موهای سونگمین رو کشید
+بس کنید بچه کوچولو ها
سونگمین و هان باهم: بچه کوچولووووو
+اوهوم
رز رفت با خونسردی روی کاناپه ی گوشه ی اتاق نشست و از روی میز جلوی کاناپه دونه ی گیلاس رو توی دهنش گذاشت
سونگمین و هان از هم جدا شدن و کمی سوالی به رز نگاه کردن
_هی دختر کوچولو یادت رفته چند ساعت پیش داشتی گریه میکردی؟
+اون گریه ها بخاطر این بود که تو داشتی به رحمت خدا میرفتی
_چه جالب
+آها خوب شد یادم افتاد....
£چیو؟
+اومده بودم که بهتون بگم من دارم میرم خونه ام خواستم بهتون بگم تا موقعی که برمیگردم همدیگه رو جر ندین ولی یکم دور دست به کار شدم
اصن تو(اشاره به سونگمین)
_هوم؟
+تو مگه همین چند ساعت پیش توی بستر مرگ نبودی؟
_خب....
+ چرا اونجوری گلوی هان رو میفشردی؟ مگه درد نداری؟
_دارم ولی خب اون اول شروع کرد
£اولاً داره عین سگ دروغ میگه که درد داره و میخواد برات ناز کنه دوماً (رو به سونگمین) ببند دهنتو نزار بگم که داشتی چیکار میکردی که دعوامون شد
_چیکار ها؟ چیکار؟ الان منو تهدید میکنی؟
£اره دارم تهدیدت میکنم میخوای بهش بگم که توی دستشویی(سونگمین سریع رفت سمتش و دهنشو گرفت)
_خفه شو
+تو دستشویی اتفاقی افتاده؟
£اره
_نه
+چیشده؟
(سونگمین ایندفعه دستشو بیشتر روی دهن هان فشار داد)
_رز
+هوم؟
_مگه تو نمیخواستی بری خونت؟
+چرا میخواستم برم
_خب برو و منتظر چی هستی؟
+اممممم باشه فعلا خداحافظ لطفاً لطفاً و لطفاً کاری باهم نکنین زود برمیگردم
£نمیخوای بیام همراهت؟
_هی چرا تو بری همراهش؟
£حتما تو با این وضعت میخوای بری؟
سونگمین میخواست چیزی بگه که رز مانع شد:
+لازم نیست هیچکدومتون بیایین خودم میرم
ادامه دارد🍒........
شرایط: ۴۰ لایک و ۳۵ کامنت
Part 23
+باید برم و هیونجین رو ببینم و ازش بپرسم که چرا برگشته کره....
رز اول رفت سمت اتاق سونگمین تا رفتنشو اعلام کنه...
بعد از زدن چند تقه به در وارد شد اولین صحنه ای رو که دید صحنه ای باور نکردی بود....
هان با دو دستش موهای سونگمینو گرفته بود و سونگمین هم گلوی هان رو....
+هی هی هی چیکار مبکنین احمقا همدیگه رو ول کنین(رفت سمتشون تا جداشون کنه)
_من ول نمیکنم بگو اول اون ول کنه
+سونگمین داری خفه اش میکنی ولش کنننن
£من....حتی...اگرم خفه....بشم....تورو ول نمیکنم عوضی(بخاطر اینکه سونگمین گلوشو گرفته بود تیکه تیکه صحبت میکرد)
_عه اینطوریه؟
£اره اینطوریه
سونگمین بیشتر گلوی هان رو توی دستاش فشرد و هان هم بیشتر تر موهای سونگمین رو کشید
+بس کنید بچه کوچولو ها
سونگمین و هان باهم: بچه کوچولووووو
+اوهوم
رز رفت با خونسردی روی کاناپه ی گوشه ی اتاق نشست و از روی میز جلوی کاناپه دونه ی گیلاس رو توی دهنش گذاشت
سونگمین و هان از هم جدا شدن و کمی سوالی به رز نگاه کردن
_هی دختر کوچولو یادت رفته چند ساعت پیش داشتی گریه میکردی؟
+اون گریه ها بخاطر این بود که تو داشتی به رحمت خدا میرفتی
_چه جالب
+آها خوب شد یادم افتاد....
£چیو؟
+اومده بودم که بهتون بگم من دارم میرم خونه ام خواستم بهتون بگم تا موقعی که برمیگردم همدیگه رو جر ندین ولی یکم دور دست به کار شدم
اصن تو(اشاره به سونگمین)
_هوم؟
+تو مگه همین چند ساعت پیش توی بستر مرگ نبودی؟
_خب....
+ چرا اونجوری گلوی هان رو میفشردی؟ مگه درد نداری؟
_دارم ولی خب اون اول شروع کرد
£اولاً داره عین سگ دروغ میگه که درد داره و میخواد برات ناز کنه دوماً (رو به سونگمین) ببند دهنتو نزار بگم که داشتی چیکار میکردی که دعوامون شد
_چیکار ها؟ چیکار؟ الان منو تهدید میکنی؟
£اره دارم تهدیدت میکنم میخوای بهش بگم که توی دستشویی(سونگمین سریع رفت سمتش و دهنشو گرفت)
_خفه شو
+تو دستشویی اتفاقی افتاده؟
£اره
_نه
+چیشده؟
(سونگمین ایندفعه دستشو بیشتر روی دهن هان فشار داد)
_رز
+هوم؟
_مگه تو نمیخواستی بری خونت؟
+چرا میخواستم برم
_خب برو و منتظر چی هستی؟
+اممممم باشه فعلا خداحافظ لطفاً لطفاً و لطفاً کاری باهم نکنین زود برمیگردم
£نمیخوای بیام همراهت؟
_هی چرا تو بری همراهش؟
£حتما تو با این وضعت میخوای بری؟
سونگمین میخواست چیزی بگه که رز مانع شد:
+لازم نیست هیچکدومتون بیایین خودم میرم
ادامه دارد🍒........
شرایط: ۴۰ لایک و ۳۵ کامنت
- ۱۱.۸k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط