{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست

ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل
دیدگاه ها (۰)

shohre_share دویدم در مسیری کوره راهی چو دیدم پرتویِ نورِ ا...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه ها

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

p10دامیان انیا و اندر داشتن باهم حرف می زدن که یه ان یه پسر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط