{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من غرق تماشایت! در کوی خیالات و...

من غرق تماشایت! در کوی خیالات و...
تو دسته گلی در دست! احوال مرا گیری!؟
دیدگاه ها (۱)

چون قصه‌ها، مرگ مرا، نیرنگ می‌دانندیک مرد، با قلبی، ز جنس سن...

طلوع می کنی، از مغرب جهان دلمسپیده می شود انگار ، آسمان دل...

گر بیایی دهـمت جان ور نیایی کُشدم غم.من که بایست بمیرم چه بی...

مثل یک بوسهء گرممثل یک غنچهء سرخمثل یک پرچم خونین ظفردلِ افر...

می‌دانمروزی فرا می‌رسد که بی‌پروادر دریای چشم‌هایت غرق خواهم...

سخت می گیری به منبا این همه از دست تو می شوم دلگیر شاید نازن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط