کفشهایم را می پوشم و در زندگی قدم میزنم
کفشهایم را می پوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...
آن قدر میروم تا صدای پاشنههایم
گوش ناامیدی را کر کند !
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
میفشرد و به درد میآورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
ماندن در کار نیست!
گذشتههای دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمیاندیشم!
ولی این را میدانم ،
آینده با گذشته یکسان نخواهد بود !
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان .
من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...
آن قدر میروم تا صدای پاشنههایم
گوش ناامیدی را کر کند !
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
میفشرد و به درد میآورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
ماندن در کار نیست!
گذشتههای دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمیاندیشم!
ولی این را میدانم ،
آینده با گذشته یکسان نخواهد بود !
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان .
- ۵۱۳
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط