{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به اندازه ی یک فنجانِ قهوه

به اندازه ی یک فنجانِ قهوه
به اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته بود
از خودش گفت، از قصدِ آمدنش، از چرایِ رفتنش
ساده بود و صمیمی‌
لحنی داشت، به گوشِ احساسِ من، بی‌ انتها غریب
قهوه‌اش را خورد، دستم را فشرد و رفت

ماجرایِ عجیبی ‌ست بودنِ ما آدم ها
یک نفر برایت چند دقیقه وقت می‌‌گذارد و به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، چشمانت را به دنیائی تازه باز می‌‌کند
برای یک نفر، عمری وقت می‌‌گذاری. همان کسی‌ که قادر است به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، دنیایی را خراب کند

با تاسف نمی‌نویسم
برای بیدار شدن، برای شروع‌های تازه، هرگز دیر نیست
قهوه‌های تلخ، آدم‌های تلخ، روز‌های تلخ، الزاماً به معنی‌ پایانی تلخ نیست
هنوز هم معتقدم ...
برای وارد شدن به دنیای دیگران،
باید به اندازه یک فنجان قهوه ،
برایشان وقت گذاشت...


"هرچه میگویی ڪه بگذر
دوری از "او" بهتر است...

فال حافظ باز
با شعری مجابت میڪند"

#محمدعلی_بهمنی
دیدگاه ها (۳)

‍ سلام بانو...!در سیاهی چشم‌های منپائیزِ صد ساله شد...خلقِ م...

تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانیهیچ کس نمی‌...

محبوبِ خاموشم..!در آغوش کسی‌ خفته‌ام ،که مثلِ آغوشِ تو ،نه ح...

همیشه فکر می‌کنیم ،که جدایی‌ها موقتی است...همیشه امیدواریم ...

در من کافه ای وجود دارد که هر روز در آن با تو قرار دارم!روی ...

در این داستان از کلماتی که ستید خانواده ی شما دوست ندارند با...

ما همه فرعون هستیم مصرهای ما کوچک و بزرگ می شود حالا من در ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط