{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه فکر می‌کنیم ،

همیشه فکر می‌کنیم ،
که جدایی‌ها موقتی است...
همیشه امیدواریم و دوست داریم باور کنیم ،
که استحکام رابطه بیشتر ،
و عشق ما قوی تر از اینها ،
بوده که یک رابطه از یک روز به روز دیگر خراب ،
و برای همیشه نابود شود...

یک روز صبحِ خیلی‌ زود،
در خواب و بیداری،
همانطور که نیمه هوشیار به پهلو خودمان را جمع کرده ایم ،
( انگار که هنوز در آغوشش خوابیده ایم)
به این نتیجه میرسیم که برگشتی‌ در کار نیست..

به این نتیجه میرسیم که آخرین بحث‌ها ،
چیزی جز بهانه گیری نبوده...
اینکه ما و عشقِ ما و احساس ما ,
دیگر جایی‌ در زندگی‌ او ندارد...
کسی‌ چه میداند ،
شاید هرگز نداشته...
شاید حتی اینکه عاشقمان بوده است هم ,
یک سؤ تفاهم بوده...
و چه سؤ تفاهمِ دردناکی ...
.

احساس می‌کنم صبحِ شما را خراب کرده ام...
احساس می‌کنم با بغض بیدارتان کرده‌ام ،
و مجبور شده اید ،
یک روز تو خالی‌ را شروع کنید...
اولین روزی که امید به هیچ بازگشتی نیست...

لازم است بدانید که عشق ،
با شما و در درون شماست...
حتی اگر این روز‌ها تنها باشید ،
و غمگین باشید ...
خیلی تنها و غمگین...

نیکی فیروزکوهی
در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت


دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی..
لعنت به مَن و زندگی و عشق و جوانی!
#سید_تقی_سیدی
دیدگاه ها (۸)

محبوبِ خاموشم..!در آغوش کسی‌ خفته‌ام ،که مثلِ آغوشِ تو ،نه ح...

به اندازه ی یک فنجانِ قهوهبه اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته...

تو را من ساختمتو راو خاطراتت راو غمی که لحظه لحظه آبم می‌‌کن...

از رقصْ‌واژه‌های شعر تودر ضیافتِ عاشقانه‌های بی‌هواتا شعرهای...

قبل از اینکه وارد رابطه بشی، بهتره از همون اول بدونی چی می‌خ...

‏🐿[۱۲:۰۰ به وقت کره]•استیکر•استییییی~~ امروز خوشحال‌ترین روز...

ما آدما توی روز فقط یه سهم مشخصی «انرژی احساسی» داریم؛ همونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط