رمان شازده کوچولو
رمان شازده کوچولو
پارت ۱۰۳
دیانا: ل.ب.شو روی ل.ب.م گذشت و محکم ب.سید و پایین رفت ل.ب. ش روی ترقوه ام جا خوش کرد آروم می ب.سید یهو گاز محکمی گرفت جیغم رفت هوا فشار دندون هاش رو بیشتر کرد که یه جیغی کشیدم گلوی خودم پاره شد
ارسلان: خانمم آروم بچم خوابیده
دیانا: آخ وحشی شدی بعد میگی جیغ نزن
ارسلان: عزیزم آدم گرسنه وقتی غذاشو پیدا میکنه خیز بر میداره سمتش دیگه
دیانا: خواستم جیزی بگم که دوباره افتاد روم بعد از کلی ب.سیدن و گاز گرفتن رفت پایین تر به س.نه ام رسید
ارسلان: س.نه های خوشگلش و توی دستم گرفتم و فشردم
دیانا: آخ ارسلان آروم تر یهو محکم فشار داد
ارسلان: خواست داد بزنه که ل.م رو ل.ش و ب.سیدم
پارت ۱۰۳
دیانا: ل.ب.شو روی ل.ب.م گذشت و محکم ب.سید و پایین رفت ل.ب. ش روی ترقوه ام جا خوش کرد آروم می ب.سید یهو گاز محکمی گرفت جیغم رفت هوا فشار دندون هاش رو بیشتر کرد که یه جیغی کشیدم گلوی خودم پاره شد
ارسلان: خانمم آروم بچم خوابیده
دیانا: آخ وحشی شدی بعد میگی جیغ نزن
ارسلان: عزیزم آدم گرسنه وقتی غذاشو پیدا میکنه خیز بر میداره سمتش دیگه
دیانا: خواستم جیزی بگم که دوباره افتاد روم بعد از کلی ب.سیدن و گاز گرفتن رفت پایین تر به س.نه ام رسید
ارسلان: س.نه های خوشگلش و توی دستم گرفتم و فشردم
دیانا: آخ ارسلان آروم تر یهو محکم فشار داد
ارسلان: خواست داد بزنه که ل.م رو ل.ش و ب.سیدم
- ۳.۱k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط