{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دعا کردی که از تو دست بردارم

وقتی دعا کردی که از تو دست بردارم
اصلا تصور هم نکردی دوستت دارم؟

هر دو دعا کردیم اما متضاد هم
حتی خدا من را جدا می خواست از یارم

من شاعر بالقوه ای بودم که بعد از تو
شوری عجیب افتاده در دیوان اشعارم

ای چشم های روشنت دار و ندار من
لطفی کن از این بیشتر دیگر میازارم

صد بار دیگر هم اگر عاشق شود این دل
باز عشق را از چشم های تو طلبکارم

«
دیدگاه ها (۳)

ﺑﻪ ﺧــــــــــﺪﺍ ﮔﻔﺘﻢ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴــﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻣﯿﺮ...

به زخمهایم می نگری ؟!درد ندارند دیـــــــــــــــگرروزی که ر...

ﺑﻪ ﻫﻤﯿـــــــــﻦ ﺑـــــﻐـــــﺾ ﻟﻌﻨﺘـــــــﯽ ...

"اشـــــــــــــــــــــــــــکهایم"را"بــــــــــــــــــــ...

دکو ی شرور

...

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

The last part _چیشد؟(نگران) *منو ببخشید+چیزی نیست.. ممنونم*خ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

#قرارداد_دوستانه s2p15 ویو هانا : با ظرف توت فرنگی توی دستام...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط