{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pain

#pain
#P⁹
قرار شد سوهو بهم اول نرمش بده بعد تمرین بده
بعد از نرمش کردن سوهو اول حرکته دریبل لای پا و بعد دریبل پشت کمر و تمرین کردیم
بعد از چند دقیقه گفت که پاس دادن هوایی رو تمرین کنیم
سوهو: اول به گروه های دو نفره تقسیم بشید که بتونید پاسِ هوایی رو تمرین کنید
جئون فوری داد زد
جونگکوک:من با کیم تهیونگ گروه میشم
من فوری به سمتش برگشتم و با تعجب بهش نگاه کردم، چی داشت میگفت با من چرا میخواد گروه بشه؟
سوهو با تجعب سری تکون داد
جئون اومد سمتم و گفت
جونگکوک: خب کیم بیا پاس هوایی تمرین کنیم
جالبه دیگه پوزخند نداشت ایندفعه لبخند داشت
سری تکون دادم و شروع کردیم با هم تمرین کردن، بقیه بچه ها هم به تیم های دوتایی تقسیم شدن و تمرین کردن
توپ دسته جئون بود پاس هوایی بهم داد ولی کم بود بخوره به سرم چشمامو بستم دستامو مشت کردم و جلوی سرم گرفتم که نخوره
«ویو جونگکوک»
به کیم یه پاس هوایی دادم ولی یکم محاسباتم اشتباه از آب در اومد و کم مونده بود بخوره به سرش مثل بچه های کوچولو چشمای قهوه ای رنگشو بست و دستای مشت شده اش رو جلوی سرش گرفت سریع رفتم که توپو بزنم کنار ولی پام گیر کرد و افتادم رو کیم
«ویو تهیونگ»
جئون اومد که توپو بزنه کنار ولی پاش گیر کرد و افتاد رو من افتادنش رو من مساوی شد با باز کرد چشام و دستامو از جلوی سرم کشیدم کنار که بگیرم نخوره بهم ولی با شدت خوردیم روی زمین آخ بلندی از دهنم در رفت ولی لبای جئون روی لبام قرار گرفت و آخم خفه شد جئون مچ دستامو گرفته بود
متاسفانه نه تنها روی هم افتاده بودیم بلکه به صورت کاملا تصادفی لبامون رو هم قرار گرفته بود هردومون با چشمای گرد شده به هم خیره شده بودیم سرم درد میکرد و همچنین گیج میرفت بعد از چند لحظه خیره شدن به چشمای سیاهه کهکشانیش فهمیدم چقد از نزدیک خوشگله هیچ وقت انقدر نزدیکم نبود پس هیچ وقت دقتی به خوشگلیه چشماش نکرده بودم بیشتر دقت کردم و دیدم همه ی اجزای صورتش زیبایی خاصی دارن

«ویو جونگکوک»
بعد از چند دقیقه غرق شدن توی چشمای قهوه ای رنگش متوجه موقعیت شدم از روش بلند شدم و سرمو تکون دادم که از فکر و تصوراتم دور بشم وقتی به خودم اومدم کیم بیهوش بود اوخ اوخ حواسم نبود که سرش خورده زمین ولی خب به من چه ربطی داره اخه ولی یکم نگرانش شدم سوهو اومد سمتمون و کیم رو براید استایل بغل کردو به سمت من برگشت و گفت
سوهو: بچه ها رو به کلاس راهنمایی کن تا من بیام
قبل اینکه بره از لباسش گرفتم که چیزی بگم ولی توجهی نکردو بدو بدو به سمت اتاق پرستاری رفت
«ویو تهیونگ »
اروم چشمام رو باز کردم پرستار بالا سرم بود و انگار که داشت سِرم رو از دستم در میاورد رو بهم کرد و با لبخند گفت
پرستار: آقای کیم حالت خوبه؟الان بهتری؟
دیدگاه ها (۰)

#pain #P¹⁰«ویو تهیونگ» سرمو تکون دادم، پرستار هم سِرم رو از ...

#pain #P¹¹تهیونگ: چی؟؟!! منظورت چیه که مبخوای پادوی تو باشم؟...

#pain #P⁸«ویو جونگکوک» نمیخواستم بره پس گفتمجونگکوک: صبر کن ...

#pain #P⁷«ویو تهیونگ» بدون اینکه وایسه من جواب بدم قطع کرد ب...

عشق اجباری (پارت۲۳)

مافیای من☆پارت۸ ویو ا/ت: صبح با دل‌درد بلند شدم و دیدم جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط