{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تو هرگز ندانستی که زخم هایت

و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ،
زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند
و گل های بُقچه چهل تیکه دلم
ناتمام مانده اند
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۲)

شبــ بود و نسیــم بود و باغ و مهتابــمــن بودم و جویبـــار و...

خوشحالم که موهایم سفید شده و پیشانیم خط افتاده و میان ابروها...

ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﺁبیﺗﺮ،ﺁﺏ ﺁبیﺗﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﻳﻮﺍﻧﻢ، ﺭﻋﻨﺎ ﺳﺮ ﺣﻮﺽ ﺭﺧﺖ میﺷﻮﻳﺪ ﺭ...

آدمها را نباید به هر قیمتی نگه داشت همه برای ماندن نمی آیندآ...

⁨⁨⁨⁨تو خاک مدرسه، پی تنت میگردمونمیدونم باید، به کی بگم، این...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۵۷*فلش بک به یک ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط