{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.هميشه بچگيام دوس داشتم وقتى گريه ميکنم بغلم کنن و بگن :

.هميشه بچگيام دوس داشتم وقتى گريه ميکنم بغلم کنن و بگن :
هيششش ...
مامى ايز هير !!
مامى لاو يو !!! 

اما متأسفانه هميشه ميگفتن :
.
.
.
.
.
خفه شو تا ندادم نون خشکى ببردت :|
دیدگاه ها (۱)

رمان به دنبال هم...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

[•] عمارت عشق [•] part: 11گریه میکرد و به خودش فحش میداد. نه...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط