ادامه.
ادامه.
بود. تصور اینکه باز از بالکن برگردم اونور خيلي ترسناك سکته میکردم.
با هزار التماس و خواهش زیرلبي دستگیره در رو کشیدم.. واي خدا...
با ذوق کشیدمش.. باز شد. سریع اومدم بیرون و پر انرژي گفتم:يس..
لبخند پر افتخاري به در خونه جیمز زدم و گفتم:هیچ وقت یه دختر لجباز و زرنگ رو تو خونه حبس نکن شوهر قلابي. و به در زبون درازی کردم و با لبخند پر افتخار و شادي رفتم داخل اسانسور.. هیچ دري اونقدر محکم نیست که بتونه الا رو پشتش نگه داره.. نرم خندیدم
بود. تصور اینکه باز از بالکن برگردم اونور خيلي ترسناك سکته میکردم.
با هزار التماس و خواهش زیرلبي دستگیره در رو کشیدم.. واي خدا...
با ذوق کشیدمش.. باز شد. سریع اومدم بیرون و پر انرژي گفتم:يس..
لبخند پر افتخاري به در خونه جیمز زدم و گفتم:هیچ وقت یه دختر لجباز و زرنگ رو تو خونه حبس نکن شوهر قلابي. و به در زبون درازی کردم و با لبخند پر افتخار و شادي رفتم داخل اسانسور.. هیچ دري اونقدر محکم نیست که بتونه الا رو پشتش نگه داره.. نرم خندیدم
- ۱۹.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط