{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد
طوفان غمها آمد و احساس را از قِصه بُرد


گلدان خانه خشک شد دیوار و در ماتم گرفت
یک شب شنیدم پنجره میگفت که آهم گرفت


کوچه لباس غم به تن از انتظارت خسته شد
دیر آمدی لیلای من پرونده ی ما بسته شد


ویرانه شد آن خانه ی آباد ما هم در خیال
وصل تو با من دگر درخوابها هم یک محال


آه از شبها که دستم ،دست گریه بود و غم
یاد تو میشد زمین لرزه و َ من ویرانه بَم


بی وفا دیر آمدی و من شدم سنگ صبور
می برم با خود تمام خاطراتت را به گور
دیدگاه ها (۱)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودتعاشقش باشی و افسوس گرفتار خود...

اخر لذت دنیایی.....

بارویای تو شادم..

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد ...

لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد و...

....بی وفا شادی و نبضم را به یغما برده ای پا به پای خسته ام ...

‍ این نامه ی غمگین برسد دست نگارم با  اشک  نوشتم که بداند  گ...

شوق دیدار تو مانند همان وقت اذان...روزه داری که به یک جرعه ی...

شعر بانوی عشق (در مورد ولادت حضرت زینب سلام الله علیها)وقتی ...

نجیب کاشانی

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط