{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۹

پارت ۱۹

پدر غیرتی من

ویو جیا

بهش نگاه میکردم که یکی از شورت های صورتی رنگم و با انگشت فاکش برداشت آویزون انگشتش بود
وای خدای من مثل لبو قرمز شده بودم

یهو برگشت با اون چشمای های خیره کننده و خمارش بهم خیره شد و پوزخندی زد که دلم لرزید

عصامو برداشتم و آروم وارد دستشویی شدم و دستم و رو قلبم گذاشتم
هوففف

پد و کارای لازم و داخل دسشویی انجام دادم و اومدم بیرون با ندیدن کوک شونه ای بالا انداختم سمت کمد رفتم و لباس مورد نظرم و پوشیدم و پایین رفتم

نگاهی به کوک کردم که از داخل اتاقش بیرون میومد...

وای خدا چقدر جذاب شده بود
آخه آخه چرا باید ۳۶ سالش باشه نمیشد ۲۵ سالش یا کمتر باشه
آخه چرا اینقدر‌ خوش قیافس

ویو کوک

اومدم پایین دیدم جیا خیره خیره نگام میکنه چشماش برق میزد و تو فکر بود پوزخندی زدم جلوش خم شدم و آروم دمه گوشش‌ گفتم

کوک : اگر‌همینجوری‌نگام کنی باعث میشه درسته قورتت بدم


با همین حرف من یهویی از جاش تکون خورد و به کاناپه تکیه داد

روش خم شده بودم نگاهی به سرتا پاش کردم و سری به نشونه ی تایید تکون دادم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

dark love

پارت چهارم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتهمراه جیا وارد کلاس شدیم و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁶ویو: اتچند ثانیه همون‌جا خشکم زد...

سرنوشت پارت(۶)

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط