دختروپسری هم دیگه رادوست داشتن پسرنابینابود. به دخترگفت :
دختروپسری هم دیگه رادوست داشتن پسرنابینابود. به دخترگفت :خیلی دوست دارم. یه روز یکی پیداشدچشماشوبه پسردادبعدعمل دوست دختروشودید. دیداونم نابیناس بهش گفت برودیگه نمی خوام ببینمت.. دختردرحال رفتن لبخند تلخی زدوگفت :مواظب چشمام باش! (تقدیم به عاشقان بی معرفت.
- ۴۸۲
- ۲۰ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط