{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختروپسری هم دیگه رادوست داشتن پسرنابینابود. به دخترگفت :

دختروپسری هم دیگه رادوست داشتن پسرنابینابود. به دخترگفت :خیلی دوست دارم. یه روز یکی پیداشدچشماشوبه پسردادبعدعمل دوست دختروشودید. دیداونم نابیناس بهش گفت برودیگه نمی خوام ببینمت.. دختردرحال رفتن لبخند تلخی زدوگفت :مواظب چشمام باش! (تقدیم به عاشقان بی معرفت.
دیدگاه ها (۲)

..

..

چطوره؟؟؟؟؟؟

...

سلام بچه ها چطورینننن ببخشید من واقعا وقت برای فعالیت تو پیج...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

‏🐥[۱۳:۲۹ به وقت کره]•عکس•*فلیکس – بازم بگم که دوستت دارم؟با ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۰

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

*🐱 من از لنز تماسی استفاده نمی‌کنم. ۲۲ ساله که هیچ‌وقت استفا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

چندپارتی جیهوپ

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط