ادامه پارت

ادامه پارت ۲۶



¥قربان اتفاقی افتاده{ترسیده}
-عوضی تو چطوری جرعت کردی دختر منو اونطوری پرت کنی
¥قربان شما خودتون دستور دادین
-دهنتو ببند{شروع میکنه به زدنش و بعد از دو ساعت ولش میکنه و به اون یکی بادیگاردا دستور میده بندازنش بیرون}





جیمین«بعد از اینکه به حساب اون عوضی رسیدم رفتم بالا تو اتاقم پیش لارا دیدم هنوز خوابه رفتم نشستم کنارش و دستای کوچولوش رو گرفتم تو دستام و بوسه های ریزی روشون کاشتم بعدش دستمو فرو کردم لای موهاش و موهای نرم و سیاهشو نوازش کردم و پیشونیشو بوسیدم مشغول نوازشش بودم که دیدم داره آورم آروم چشماشو باز میکنه






-بیدار شدی دخترم؟
&بابا؟
-جان دلم
&من کی اومدم اینجا دیشب چیشد
-هیچی یادت نمیاد؟
&فقط یادمه که از خونه رفتم بیرون و رفتم پیش مامان بعدش رفتم رودخونه ی هان و اونجا شما اومدین و دیگه من بیهوش شدم
-باشه عزیزم مهم نیست یکمی استراحت کنی بهتر میشی خوشگلم{دستشو میبوسه}
& بابا
-جانم
&من چطوری اومدم خونه
-من اوردمت دخترم
&چطوری
-خوب اومدم رودخونه ی هان دنبالت و بعدشم بیهوش شدی منم اوردمت خونه حتی دیشب بیدارم شدی یادت نمیاد؟
&نه هیچی یادم نمیاد سرمم خیلی درد میکنه
-طبیعی دخترم یکمی استراحت کنی خوب میشی بابایی
&بابا
-بله
&شما چرا چشماتون قرمزه؟ گریه کردین؟
-نه قشنگم وقتی داشتم صورتمو میشستم کفررفت تو چشمام{دروغ میگه}
&مطمعنین؟
-اره دخترکم
&باشه
-فرشته کوچولوی من میخواد بیشتر بخوابه؟
&نه دیگه بسه خسته شدم میخوام بلند بشم
-باشه قشنگم بیا بغلم بریم {اروم بغلش میکنه و میبره پایین}
&بابا خودم میام
-نه فندوقم تو فعلا بدنت یکمی ضعیفه
&میشه منو بزارین زمین سرم گیج رفت
-چشم پرنسس {میزارتش رو مبل}
&ممنونم
-دخترم
&بله
-صبحونه چی میل داری برات درست کنم
& نمیدونم
-پنکیک توت فرنگی میخوری؟ اون صبحونه ی مورد علاقته
&اره
-باشه پس وایسا من برم آشپزخونه بگم درست کنن بیام
& باشه
.
.
.
.
.
.
.

-خوب گفتم اومدم {میشینه کنارش رو مبل}
&{سرشو تکیه میدم به بازوی جیمین}
-دخترکم سرت درد میکنه
&اره
-غذا بخوری درست میشه{آروم بلندش میکنه و میزارتش رو پاهاش و سرشو تکیه میده به سینه ی خودش}
&اوم
-بابایی؟
&بله
-تو هنوزم از دستم ناراحتی؟
&نوچ
-واقعا؟
&اوهم
-مرسی خوشگلم {موهاشو نوازش میکنه و میبوسع}
&بابا
-جونم
& شما امروز نرفتین سر کار؟
-نه قربونت برم امروز رو خونه موندم
&اهان باشه
-خوب عزیزم ضبحونه حاضره میخوای بریم اونجا یا برات بیارم اینجا
&نه نمیخواد بریم اونجا
-باشه دخترم میتونی بیای یا بغلت کنم
&نه خودم میام
-باشه پس بیا قشنگم خوب اهان بشین اینجا بیا عزیزم
&ممنونم
-خواهش میکنم





ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

P27🍯&اوم خیلی خوشمزه شده-نوش جونت&بابا شما نمیخورین-نه دخترم...

P28🍯4:00 p.m//جیمین«با احساس سنگینی روی گردنم از خواب بیدار ...

P26🍯-چی؟ الان اینو جدی میگی؟&اوهم-نگران نباش بعدا به حساب او...

P25🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

P26🍯-چی؟ الان اینو جدی میگی؟&اوهم-نگران نباش بعدا به حساب او...

P3🍯-خوشگلم پیتزا میخوری؟&اوم-بیا اینجا بشین قشنگم اهان خوب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط