{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز در خیابان

دیروز در خیابان
زنی که چشمانش هیچ شباهتی به چشمان تو نداشت
لبخند زد به من
آهسته نزدیک شد
و با صدایی که هیچ شباهتی به صدای تو نداشت
صمیمانه پرسید :
ما یک دیگر را کجا دیده ایم ؟
دیدگاه ها (۲)

لنگه های با هم . بسان دربهای چوبی قدیمی محکم واستوار تو لنگه...

از هزاران زنی که فرداپیاده می شوند از قطاریکی زیباوَ مابقی م...

شعر ناتمام کانئات لبهایت .

تو....هر شب از خطوط شعرهایم خارج میشوی ؟

°°دوریاکی کوچولوم °°فصل دوم پارت چهارم^_^لایک بالای 8 تا باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط