وقتی فروخته میشی بهش اما

وقتی فروخته میشی بهش اما.........♡
PART 2♡
(اسلاید2 مال ا.ت اسلاید 3 مال جیمین )
لباس رو پوشیدم که میا در زد که گفتم بیاد تو
میا: حاضری بریم
ا.ت : اره
با میا رفتیم و سوار ماشین شدم مانادای هم امد بعد ۳۰ دقیقه رسیدیم وارد ی رستوران شیک شدیم که ی پسر خوشگل جذاب بود ۲ تا مرد هیکلی هم بغلش وایستاده بودن بعد مانادای رفت سمتشون که به پسر دست داد من و میا هم رفتیم نشستیم بعد گارسون امد
گارسون: چی میل دارید
میا : قهوه
مانادای : قهوه
جیمین: نسکافه
ا.ت: قهوه
بعد ۵ دقیقه گارسون قهوه ها رو اورد تو این ۵ دقیقه هیچ حرفی رد بدل نشد تا همه قهوه هامون رو خوردیم
جیمین: خوب خانم مانادای اینم پولتون
پسره از کتش ی پاکت در اورد و داد به مانادای که مانادای گرفت و امد در گوشم گفت: خدافظ دیگه میره پیش این پسره. بعد از پسره خدافظی کرد و رفت من مونده بودم با این حرفش که یهو پسره گفت
جیمین: ببین ا.ت تو قرار پیش من بیای دیگه نمیری خونه نامادریت
ا.ت : باشه
ا.ت: راستی اسم شما چیه؟
جیمین: اسمم پارک جیمین هست ولی تو جیمین صدام کن
ا.ت: اهان باشه
جیمین: خوب پاشو بریم
ا.ت : باشه
امدیم از در رستوران بیرون که ی ون مشکی بود رفتم سوار شدم
بعد ۳۰ دقیقه رسیدیم به ی عمارت بزرگ ک پیاده شدیم و رفتیم داخلش
ا.ت: اتاق من کجاس
جیمین: بالا سمت چپی که درش طوسی هست
ا.ت : ممنون
ا.ت ویو
رفتم تو اتاق که عکس ی گربه بود با تم طوسی مشکی که در زدن درو باز کردم خدمتکارا بودن که لباس اورده بودن و داخل کمد گاذاشتن و رفتن منم رفتم حموم بعد ی ربع امدم بیرون ی لباس سفید قرمز برداشتم پوشیدم و موهامو خشک کردم که در زدن که درو باز کردم دیدم خدمتکار هست گفت شام اماده هست بیاین پایین گفتم باشه که رفتم پایین...........‌‌.‌.
دیدگاه ها (۵)

وقتی فروخته میشی بهش اما............♡PART 3♡(اسلاید 2 مال ات...

♡وقتی فروخته میشی بهش ..........♡♡PART........4♡(اسلاید 2 ما...

وقتی فروخته میشی بهش اما...........♡PART:1♡ا.ت ویو: امروز با...

فیک وقتی فروخته میشه بهش اما.....توضیح فیکا.ت: سلام من ا.ت ه...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط