{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز
ماهِ من! هر شب تو را زیرِ نظر دارم هنوز

زهره و بهرام و کیوان، شاهدم هستند که
خوشه ی پروین‌ سرِ راه تو می کارم هنوز

حلقه ی دورِ زحل را پیشکش خواهم نمود
تا به گوش تو بخواند، عاشق و یارم هنوز

گاه، پشتِ ابرهای تیره ، پنهان می شوی
کاش می دیدی که مثلِ ابر، می بارم هنوز

کج خیالان ، بینِ ما دیوارِ کج افراشتند
تا ثریا رفته اما ، رویِ دیوارم هنوز

زخمی ام از نیشِ خنجرهای بدخواه و حسود
مثلِ تو، من نیز از این قوم بیزارم هنوز

تا سحر چیزی نمانده، نازنینم خوش بتاب
من به مهتابِ دل انگیزت، گرفتارم هنوز
دیدگاه ها (۱)

.

.

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط