{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان داشتم آلبوم نگاه میکردم...عکس روزایی که همه چی خوب ب

الان داشتم آلبوم نگاه میکردم...عکس روزایی که همه چی خوب بودرو دیدم اینقدفشارای روم زیاده که حتی نمی تونم باورکنم من اون روزاروردکردم...باورم نمیشدواقعااون روزاروزندگی کردم...باورم نمیشدمنم همچین روزایی روداشتم...وقتی که تواوج ثروت بودمونفهمیدم قدربدونم که عمرش کوتاهه وبعدحدودسه چهارسال ازدستش پیدم...قلبم مچاله شده ازغم...ازدرد...فکرشم نمیکردبه یکی دلبسته بشم...اونم به یه مرد...اونم وسط مریضیم...بده دیوونگی خیلی بده...خداااااااا😢 ..وقتی تواوج بودم...وقتی یه صورت تپل خوش فرم داشتم که به زیبایی معروف بودم...همه میگفتن چشای محمدخیلی درشته ...چقدشاده و......ولی دیگه اون صورت تپلیشوازدست داده اون چشا گود افتاده...دیگه اون شادی خبری ازش نیست...دیگه اعصابم آروم نیست...دیگه هرچقدرم دکتر دز قرصامو میبره بالاترآروم نمیشم...همه چی خراب شده...طوفان دوسالونیمه زندگیموزیروروکرده وتمومی هم نداره...
خداوکیلی این جمله عین حقیقته:(((*گاهی اوقات حسرت تکراریک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست*)))
دیدگاه ها (۸)

دیگه توخوابم نیا...بسه دیگه...تاکی توخواب باهات حرف بزنم...و...

به خدامرگ برام ازعسل شیرین تره...ازاین زندگی لجن باربهتره......

وقتی فهمیدم مادرکتی خانم مرده حالم به قدری بدشدکه وقتی خواست...

دیگه ازاین به بعدبایدمشکی بپوشی...دیگه بایدگریه کنی...یادخاط...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

#زیبایی.توPart: 1ویو ا/ت:شب ساعت 10:00 بود هنوز منتظر بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط