بیا پیشم
بیا پیشم
چشمانمان را ببندیم ...
بگذار تورا در آغوش کشم
می خواهم وقتی لبهایمان به هم گره می خورد و هر دو از لذت
در آغوش هم نفس نفس می زنیم
از لذت متناهی جسممان بهره مند شویم .
چشمانت را باز نکن ... نه ! نه !
بگذار لبهایمان از گرمی شهوت خشک شوند ...
بگذار گونه هایمان از اشک خیس شوند که چرا این لذت همیشگی نیست...
ایکاش در اوج نیازم به تو که الان است پیشم بودی .
میدانم آغوشت تنها جایی است که مرا به آرامش میرساند!
من احساسم را برایت دست نخورده نگاه خواهم داشت اگر چه جسمم با دیگری است وروحم را
به لذت بوسه ای به غیر تو نخواهم فروخت !
بیا که می خواهم وقتی دستانت را به روی قلبم می گذاری از فرط لذت قطره های اشک بر
گونه ات بدرخشد.
بیا ای تنها آرزوی آغوش من ............. بیا !!
چشمانمان را ببندیم ...
بگذار تورا در آغوش کشم
می خواهم وقتی لبهایمان به هم گره می خورد و هر دو از لذت
در آغوش هم نفس نفس می زنیم
از لذت متناهی جسممان بهره مند شویم .
چشمانت را باز نکن ... نه ! نه !
بگذار لبهایمان از گرمی شهوت خشک شوند ...
بگذار گونه هایمان از اشک خیس شوند که چرا این لذت همیشگی نیست...
ایکاش در اوج نیازم به تو که الان است پیشم بودی .
میدانم آغوشت تنها جایی است که مرا به آرامش میرساند!
من احساسم را برایت دست نخورده نگاه خواهم داشت اگر چه جسمم با دیگری است وروحم را
به لذت بوسه ای به غیر تو نخواهم فروخت !
بیا که می خواهم وقتی دستانت را به روی قلبم می گذاری از فرط لذت قطره های اشک بر
گونه ات بدرخشد.
بیا ای تنها آرزوی آغوش من ............. بیا !!
- ۳.۷k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط