{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مخملی

مخملی

Part 39

یونگی- نه عزیزم جذاب تر و خوردنی تر شدی آدم پیشت کم میاره

تهیونگ نیشخندی میزنه.

ته- معلومه که خوردنی تر شدم!

یونگی گونه پسر رو محکم بوس می‌کنه.

یونگی- پس اجازه میدی بخوریمت؟

تهیونگ سرشو به تایید تکون میده.

ته- اره

یونگی لبخدی میزنه و صورتش و نزدیک صورت تهیونگ می‌کنه. فاصلشون رو به صفر میرسونه و Laبش رو می‌بوسه اروم.
تهیونگ که اولین بارش بود بوسه عمیقی رو حس میکرد چشاشو میبنده و دستاشو دور گrدن یونگی حلقه میکنه.
بلد نبود ببوسه متقابلا پس ترجیح داد بی حرکت بمونه و فقط از حرکت Laب های یونگی رو Laب هاش لذت ببره.
یونگی مک های ارومی به Laب های شیرین پسر میزد جوری که انگار Laب های تهیونگ اب نبات تموم نشدنی بودن و یونگی با ولع میخوردشون. بعد از چندی جدا میشه.

یونگی- خوشمزه ترین چیزی که خوردم Laبت بود!

گونه های تهیونگ از این تعریف رنگ میگیره. نگاهشو میدزده و به اونور نگاه می‌کنه.
یونگی لبخندی میزنه و بوسه کوتاهی رو Laبش می‌زاره.

یونگی- حالا چیکار کنیم؟

تهیونگ شونشو بالا میندازه.

ته- نمیدونم...حوصلم سر رفته...

تهیونگ یکم فکر میکنه.

ته- بریم تو اتاق جونگکوک بیدارش کنیم؟؟ بترسونیمش!

یونگی- بیدار میشه سگ میشه ها! بچه ها هم همه خوابن از سگ میترسن بیدار میشن
ته- اشکال ندارههه بزار سگ شه خودم گrدن میگیرممم
یونگی- بریم
ته- خب چجوری بترسونیمش؟ بپرم روش؟
یونگی- اره بپر روش

به سمت اتاق جونگکوک میرن و وارد میشن.
تهیونگ اروم می‌ره سمت جونگکوک و بعد روش میپره با خنده.
جونگکوک با جسم نه چندان سنگینی که روش افتاد یهو اخی میگه و با اخم چشاش رو باز می‌کنه.
به تهیونگ که می‌خندید نگاه می‌کنه.

کوک- این چه کاری بود کردی؟؟
ته- پریدم رووتت!

تهیونگ خم میشه و رو Laبای جونگکوک رو میبوسه..به هر حال که صبح جونگکوک Laباشو بوسیده پس چه اشکال داشت؟
جونگکوک با بوسه پسر اخمش پاک میشه و لبخندی میزنه متقابل بوسه کوتاهی رو Laبای تهیونگ میزنه.

یونگی- هی هی منم میخوااامم!

تهیونگ از جونگکوک با صدای پاپ مانندی جدا میشه و به یونگی نگاه می‌کنه.

ته- همین چند دیقه پیش داشتی منو میخوردی بازم دلت میخواد؟
یونگی- اره اینو زیاد بوس کردی منو نکردی که

یونگی هم میاد رو تخت میشینه.
تهیونگ از رو جونگکوک بلند میشه میره بغل یونگی رو پاش میشینه.

ته- فقط سه بار بوسش کردم! تو رو هم بوس میکنم

و بعد صورتشو جلو میاره و یونگی رو میبوسه.
یونگی لبخندی میزنه و پسر رو میبوسه اونم.
جونگکوک که داشت میشمرد تعداد بوسه هاشونو سریع بلند میشه.

جونگکوک- سه تا شد استپ کنید بسهه!

تهیونگ عومی میگه و اروم می‌کشه عقب صورتشو که صورت یونگی هم جلو میاد و این یعنی دلش نمیخواست بوسه رو تموم کنه!
تهیونگ هم اعتراضی نمیکنه و میزاره تا یونگی بخاد ببوستش.
بعد چندی یونگی جدا میشه و تهیونگ چشاشو باز میکنه و به جونگکوک که اخم کمرنگی کرده بود نگاه میکنه و اروم میخنده.
جونگکوک نگاهشو میگیره.

کوک- گودزیلا ها کجان؟
ته- خوابن همشون فک کنم..بلخره ارامش داریم! خیلی بازیگوشن نمیدونم به کی کشیدن که

جونگکوک و یونگی هردو خنده ای میکنن.
جونگکوک نگاهی به تهیونگ میندازه.

کوک- لجیازیشون که به تو رفته بی ادبی اون دختر زشتتون هم به جفتتون رفته! اون دوتا هم عین شما دو تا بازیگوشن!

تهیونگ اخم می‌کنه.

ته- یاااا با دختر من درست صحبت کننن اصن حالا که اینطور شد دیگه سمتت نمیام!

یونگی هم حرف تهیونگ رو تایید می‌کنه.

یونگی- بیتربیت!

جونگکوک چشم غره ای می‌ره.

کوک- بابا خب منو میخوره میزاره کنار وگرنه خیلیم خوشگله!
دیدگاه ها (۰)

اینم انجام دادممولی تنهایی پرش کردم دیگه🤌🏻

شما هم پر کنیدد

مخملیPart 17یک هفته بعدجونگکوک کلاسش رو کنسل کرده بود که تهی...

مخملیpart 37جونگ کوک عاشق نaله های پسر شده بود. کار دستشو سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط