{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه part 34

ادامه part 34

ته‌یون چشاشو باریک میکنه.
ته یون- مامانم کو؟
جونگکوک مشغول شستن ظرفا بود با صدای دخترک برمیگرده با اخم کمرنگی بهش نگاه می‌کنه.
کوک- تو جیبم رفته بیا پیداش کن
با اخم جونگکوک، ته‌یون هم متقابلا اخم میکنه.
ته‌یون- حالا چرا اخم میکنی؟!
کوک- چون با تو بچه بد قهرم
نگاهشو میگیره ادامه ظرف هاشو می‌شوره.
ته‌یون به چشاش چرخی میده.
ته‌یون- به کو.naم
و بعد بدون توجه به جونگکوکه عصبی میره سمت اتاق یونگی و بدون در زدن درو باز میکنه و با اخم کمرنگی به مامانش که تو بغل یونگی بود نگاه میکنه. اونقدری اروم اومده بود که حتا اونا هم متوجه حضورشون نشده بودن.
یونگی که متوجه حضور دختر تو اتاق نبود به نوازش هاش ادامه میده و بوسه های ریزی رو سر پسر میزاره.
ته‌یون صدایی از خودش در میاره.
ته‌یون- اهممم
تهیونگ با صدای ته‌یون چشاشو باز میکنه به ته‌یون نگاه میکنه و بعد اروم از یونگی جدا میشه و میره سمت ته‌یون.
ته- یونگی بچه ها رو هم بیدار کن
و بعد با تهیون میره بیرون.
یونگی نگاهی به دخترش می‌کنه که همراه مامانش رفتن بیرون. تو دلش پدر گربه ای بهش میگه. بعد از رفتن اون دو نفر از اتاق، پسراش رو هم بیدار میکنه و سه تایی خارج میشن از اتاق.
تهیونگ چوب ابنبات رو از بین لباش برمیداره و میندازه دور و بعد میره رو میز میشینه از روی عادت و روش ولو میشه..حوصلش سر رفته بود!
دیدگاه ها (۹)

مخملیPart 35جونگکوک از آشپزخونه خارج میشه و به یونگی و تهیون...

حق تا کی؟🌚اسم اهنگ i-was-never-thereادیت خودمه نظرتون چیه؟

مخملیPart 34جونگکوک با نیشخند خیره میشه به بدn گندمی پسر که ...

وقتی تو یه تهکوکری و حوصلت سر رفته و تصمیم میگیری که نقاشی ب...

مخملیPart 38تهیونگ سرشو به تایید تکون میده و میره تو حموم لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط